سفارش تبلیغ
صبا
هیچ مال از خرد سودمندتر نیست ، و هیچ تنهایى ترسناکتر از خود پسندیدن ، و هیچ خرد چون تدبیر اندیشیدن ، و هیچ بزرگوارى چون پرهیزگارى ، و هیچ همنشین چون خوى نیکو ، و هیچ میراث چون فرهیخته شدن ، و هیچ راهبر چون با عنایت خدا همراه بودن ، و هیچ سوداگرى چون کردار نیک ورزیدن ، و هیچ سود چون ثواب اندوختن ، و هیچ پارسایى چون باز ایستادن هنگام ندانستن احکام ، و هیچ زهد چون نخواستن حرام ، و هیچ دانش چون به تفکر پرداختن ، و هیچ عبادت چون واجبها را ادا ساختن ، و هیچ ایمان چون آزرم و شکیبایى و هیچ حسب چون فروتنى ، و هیچ شرف چون دانایى ، و هیچ عزت چون بردبار بودن ، و هیچ پشتیبان استوارتر از رأى زدن . [نهج البلاغه]
اظهر من الشمس
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» بهشتی ترین بهشت

  

  

بسم رب المعصومه

  

امام مهربانی ها را باید در چشمان ِ اشکبار آسمانی دید که شاهد نجواهای خواهری دلتنگ همپای او

  

می بارید

  

و زمینی که دلش می خواست هر چه زودتر تمام شود تا انتظار مسافری بی قرار به نقطه ی پایان برسد.

  

اما چه زود غزلِ انتظارش بی روی برادر نیمه تمام ماند

  

و قافیه ی زیارتش بر دلِ ردیف وصال ماند...

  

گویا فصلِ دیدار برادر فصلی نانوشته است در دفتر دخترانِ زهرا

  

که با قلمی سرخ به جان دادنِ برادری مقابل خواهر

  

یا خواهری در فراق برادر نوشته شده است...

  

گویا فدا شدنِ در راهِ ولایت سر مشقی فاطمیست  در دفتر عشق ِ دخترانِ فاطمه

  

و مسافری غریب شدن در راهِ حق رسمی دیرین در آئین ِ خواهران علوی...

 

دور مانده ای از برادر تا فاصله ی هفت آسمانی ما با عرش خدا زیر گنبدت تمام شود


و طعم بهشتی ترین بهشت در حرمت معنا شود...


اینکه قطره بارانی هدیه می دهی  به چشمانِ کویر زده ی زائرانت


اینکه دل ِ مرده ی بنده ای آب حیات می نوشد از بارگاهت


و دستانی که ناگفته سبب وصل می شود بین سائلی شب زده که مهمانش کرده ای به دریای نور


بیکرانِ ازلی


همه و همه از لطف بی انتهای معصومه ایست که شفیع شدن را از مادر پهلو شکسته اش به ارث برده


و میدانم روز محشر بدهکار خدایی می شوم که هر هفته نگاهِ پر نور شما را روزی منِ نا لایق کرده


و فرصت پرواز با عطری آسمانی را در جوار شما به بال های شکسته ام داده


ای کاش نه اندازه ی ظرفیت تمام شدنی ام بلکه به اندازه ی آسمان آسمان محبت تمام نشدنی برادرتان


همچو گره ای که دخیل شده به گوشه ای از ضریحِ شما،با شما بمانم و تمام شوم...ان شاءالله


اظهر

 

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » روشن تر از خورشید ( شنبه 93/11/11 :: ساعت 4:22 عصر )

»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

قلب صبور
به میزبانی مهربانی
سفرنامه ی اربعین
غروب دو خورشید
مسافر کربلا شدم، حلالم کنید.
مسافر نبودم و نیستم در مشهدت
ردپای شهدا...
بهشتی ترین بهشت
پدر با عطر حسین آمد
آل یاسینِ خدا
هوای آمدنتان...
[عناوین آرشیوشده]