سفارش تبلیغ
صبا
[ و گفته‏اند که در روزگار خلافت عمر بن خطاب از زیور کعبه و فراوانى آن نزد وى سخن رفت ، گروهى گفتند اگر آن را به فروش رسانى و به بهایش سپاه مسلمانان را آماده گردانى ثوابش بیشتر است . کعبه را چه نیاز به زیور است ؟ عمر قصد چنین کار کرد و از امیر المؤمنین پرسید ، فرمود : ] [ قرآن بر پیامبر ( ص ) نازل گردید و مالها چهار قسم بود : مالهاى مسلمانان که آن را به سهم هر یک میان میراث بران قسمت نمود . و غنیمت جنگى که آن را بر مستحقانش توزیع فرمود . و خمس که آن را در جایى که باید نهاد . و صدقات که خدا آن را در مصرفهاى معین قرار داد . در آن روز کعبه زیور داشت و خدا آن را بدان حال که بود گذاشت . آن را از روى فراموشى رها ننمود و جایش بر خدا پوشیده نبود . تو نیز آن را در جایى بنه که خدا و پیامبر او مقرر فرمود . [ عمر گفت اگر تو نبودى رسوا مى‏شدیم و زیور را به حال خود گذارد . ] [نهج البلاغه]
 
چهارشنبه 93 آذر 12 , ساعت 8:40 عصر
  

  

  

بسم رب المهدی

  

پری سوخته در آسمان فراق...

  

لنگ لنگان می رسد به جمکران

  

می نشیند لبِ حوضی،بی قرار

  

تا ببیند نظری ، روی نازنین یار

  

رهگذر عطر حضوری آورد

  

به گمانم باز شده گره های انتظار

  

بی پناه و حیران...چون سه نقطه ای سرگردان

  

وصل می شود خط به خط

  

به جمله های بی پایان...

  

تا شیرین شود غزل غزل دوری

  

در شعر های بی مثال

  

کاش پیدا می شد گره ی هجر

  

در قافیه ای همچو شعر های وصال


اشک ریزان در پی یار...می شود همدم باد


می رسد بر سر کوه...شیشه ی تنهایی او


یک سبد پر ز دعا...هست دارائی او


قطره اشکی زیبا...هست آئینه ی او


ذکرهایش در قنوت...ساز مجنونی او


آل یاسینِ خدا...می شود لیلی او


تا به آنجا که شود خیس...چادر زهرائی او


بر سرش پهن شده لطف خدا... چون شده منتظر مهدی او


عرقِ شرم به پیشانی...که نشده زائر دیداری او


اظهر







 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ