سفارش تبلیغ
صبا

اظهر من الشمس

شب تولدت دلت گرفته دوست داری بری جایی که مثل بیست و چند سال پیش دوباره زنده بشی...راهی میشی... توی راه برای رفع دلتنگی که شده یک ساله باز با نوای ای حرمت دلو راهی حرم امام رضا میکنی...و باز منتظری جواب بگیری... سرتو که بلند میکنی خودتو گلزار میبینی...و این تابلو...یا امام رضا(ع)...و قدم میزارم جایی که دلمو خودمو روحمو...زنده کرد...اینبار با شهدا...و دوباره شب تولدم زنده شدم...(عکس اظهر 14 مرداد 91 ابتدای بهشت زهرا ساعت 20)از همه ی دوستان عزیزی که دیروزوامروز توی پست قبلی و پیام رسان و خصوصی تبریک گفتن کمال قدردانی و تشکرو دارم...


دلتنگتم آقای مهربون...به اندازه ی نگاه مهربونت،دلتنگتم......بال و پر دلم شکسته...چگونه در آستانت پروازش دهم؟به پای کدام کبوترت دلم را ببندم تا برساند به حرمت...قاصدک ها خبر دلتنگیم را برایت نیاورده اند؟دیگر دلم تاب  ندارد...آماده ی سفر عشق می شوم...نگاهم به دنبال نگاهت میرود تا صحن و سرایت...پای دلم لرزان و خسته میرود گوشه ی حرمت...و حالا وقت دلدادگی است...چه بگویم؟؟؟؟؟؟چشمم ...فقط او سخن می گوید...السلام علیک یا علی بن موسی الرضا...